تبليغاتX
جنبش حمايت از احمدي نژاد دولت کریمه

 

 

تبلیغات


ما جوانان ايران زمين حماسه اي ديگر خواهيم آفريد   راي ما جوانان ايران زمين احمدي نژاد است .


لوگو ما

 

[blogtitle]

 

 


 حامیان دکتر احمدی نژاد

 

اکثریت نمایندگان مجلس

حزب موتلفه اسلامی

جبهه پیروان خط امام و رهبری

جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی

جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

حجت الاسلام آقا تهرانی: نماینده مجلس

آیت الله مهدوی کنی، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز

آیت الله مقتدایی، نایب رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

آیت الله یزدی، رییس پیشین قوه قضاییه

حجت الاسلام حمید رسایی: نماینده مجلس

آیت الله مقتدایی، نایب رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

حجت‌الاسلام والمسلمین جعفر شجونی: عضو شورای مركزی جامعه روحانیت مبارز

آیت الله مقتدایی، نایب رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

سرکار خانم اعظم عالیه، همسر شهید مطهری

حسین شریعتمداری، سردبیر روزنامه کیهان

هونیکو مامامورا، مادر شهید محمد بابایی

مهدی چمران، رییس شورای شهر تهران

حسین رضازاده، قهرمان وزنه برداری جهان

 


 لوگوي دوستان

 

ایران حامی انتخابات رياست جمهوري دهم - 1388 پایگاه اطلاع رسانی رئیس جمهور ما عدالت خواهی لب انتظار ما از دانشجويان است.   مقام معظم رهبری

 

نامحرمانه

 


 لینک دوستان

 

دولت یار

امتداد مهر

وبلاگ نویسان ارزشی

روایت

ایران انتخاب

لینک باکس طرفداران احمدی نژاد

حامیان نیوز

دولت نیوز

تبادل اطلاعات

 


آمار وبلاگ



نظرسنجی



طراح قالب

 

 سايت رجايي

Desing By : parishani

 



خشونت های سانسور شده (خشونت گروهی از معترضان به نتایج انتخابات)

 

جانباز شیمیایی با 18 ضربه چاقو مجروح، بیهوش و راهی بیمارستان شد.

خشونت سانسور شده: یک جانباز شیمیایی که در اغتشاشات اخیر تهران با 18 ضربه چاقو به شدت مجروح شده بود، جان سالم به در برد.
محمد حسین رجب زاده جانباز شیمیایی که در حوادث اخیر تهران به ضرب چاقو و ضرب و شتم مجروح شده است از دوباره جانباز شدنش در اغتشاشات تهران گفت:ساعت 10 شام شنبه 30 خرداد بود که به همراه تعدادی از بچه های پایگاه بسیج شهید یزدی نژاد با موتور به طرف میدان فاطمی رفتیم. میدان فاطمی شلوغ بود ولی درگیری زیادی رخ نداده بود. وقتی وارد خیابان ولیعصر(عج) شدیم به ما توسط بی سیم اطلاع دادند که در بلوار کشاورز درگیری شدیدی بین اغتشاش گران و نیروهای بسیج رخ داده است و ما به سرعت حرکت کردیم.محمدحسین رجب زاده
وی گفت: قرار بود موتورسوارها با هم حرکت کنند چرا که اگر بین ماشین ها گیر می کردیم صد در صد مورد حمله قرار می گرفتیم. با حضور ما شلوغی بلوار کشاورز آرام تر شد و توانستیم اغتشاش گران را متفرق کنیم. همه چیز طبیعی بود تا اینکه به طرف خیابان جلال آل احمد(امیرآباد شمالی) حرکت کردیم. نزدیک بیمارستان شریعتی که رسیدیم با زنجیره ای از ماشین ها روبرو شدیم که تعداد زیادی از آنها بدون سرنشین و تعدادی نیز با شیشه های شکسته راه خیابان را بسته بودند. گروه موتورسواران بسیجی بین دو پل هوایی توقف کردند تا وضعیت را آرام کنند. ناگهان اغتشاش گران از بالای پل شروع به فحاشی به ما کردند. فحش های رکیک آن ها قابل بازگو کردن نیست. یکی از فحش هایی که به ما می دادند این بود. به ما می گفتند "سگهای صهیونیست"! بعد شروع به پرتاب سنگ و اشیاء فلزی کردند. آنقدر حملات شدید بود که موتور سوارها به سرعت محل را ترک کردند. وقتی که سر موتور را برگرداندم تا حرکت کنم یک پاره آجر محکم به پای راستم برخورد کرد و پایم کاملا بی حس شد و در همین حین یک نفر به قصد شکستن گردنم به من حمله کرد و من به زمین افتادم.
رجب زاده ادامه داد: موج بیش از 50 نفره اغتشاش گران به حدی بود که مرا تا فاصله چند متری روی زمین کشیدند و با مشت و لگد مرا می زدند. در این میان یک جوان بیست و چندساله مرا با 18 ضربه چاقو مجروح کرد. 2 ضربه این چاقو به پهلو و ران من اصابت کرد که بیهوش شدم. فقط یادم می آید که یک نفر مرا ترک موتورش گذاشت و به طرف اورژانس هلال احمر برد. آنقدر خونریزی زیاد بود که اورژانس نتوانست کاری انجام دهد و در آن شلوغی یک نفر که خداوند انشاء ا... خیرش دهد مرا با ماشین به بیمارستان ساسان برد. اورژانس ساسان اقدامات اولیه درمانی را انجام داد ولی بعد که قرار شد مرا به اطاق عمل منتقل کنند گفتند باید اول مبلغ عمل را پرداخت کنید زیرا نمی توانیم با بیمه تکمیلی ایشان را پذیرش کنیم. برای اینکه در اثر شورش  خیابانی مجروح شده است! همسرم با گریه و زاری می گفت: شوهرم جانباز شیمیایی است و از طرف سپاه و بسیج ماموریت داشته تا اغتشاشات را آرام کند ولی آنها قبول نمی کردند. جو بیمارستان کاملا علیه ما بود!
وی افزود: به وساطت یکی از مسوولان بخش، عمل انجام شد و قرار شد نامه ای از سپاه برای بیمارستان بیاوریم. البته کارت جانبازی و دفترچه بیمه ما را به عنوان وثیقه گرفتند!
محمد حسین رجب زاده در خصوص اغتشاشگران گفت: آرزو دارم زمانی که آنان را دستگیر کردند، به آن جوانی که مرا چاقو زد بگویم به کدامین گناه قصد کشتن مرا داشتی؟
رجب زاده در ادامه گفت: صحنه ها و چهره هایی را که می دیدم و فحاشی هایی را که می شنیدم از طرف حامیان موسوی، کروبی، رضایی یا احمدی نژاد نبود بلکه تمامی آنها اصلا نظام را قبول نداشتند. آنها به رهبری، ریاست جمهوری و کل نظام فحاشی می کردند و تنها خواسته آنان سرنگونی نظام بود.
محمد حسین رجب زاده متولد سال 1331 در تهران است. او از سال 60 تا 65 در قالب لشگر محمد رسول ا.. در مناطق عملیاتی فتح المبین، دشت عباس، سوسنگرد، بستان، والفجر مقدماتی، خیبر و شلمچه حضور داشت.

 

شهروندی که به دلیل ظاهر مذهبی در حضور زن و فرزندش مجروح شد

خشونت سانسور شده: محمدقاسمي ساكن تهران به همراه همسر خود كه در اغتشاشات اخير به شدت مجروح شده‌اند در مصاحبه‌اي با شبكه خبري ساعت  ۱۴‬صداوسيما به بيان جزئيات آلام خود در جريان حملات آشوب طلبان پرداختند.
قاسمي گفت: روز شنبه ‪ ۳۰‬خرداد ماه همراه همسر و پسرم مهمان داشتيم كه قرار شد تا ايشان را به منزلشان در خيابان آزادي برسانم.
وي افزود: ناگهان متوجه شدم كه ده متر جلوتر و عقب تر اتومبيل اينجانب توسط عده‌اي چماقدار نقابدار كه برخي از آنان پارچه‌هاي سبز داشتند بسته شد.
همسر قاسمي در ادامه تائيد اظهارات وي گفت: ‪ ۲‬موتور سوار كه مقابل اتومبيل ما بودند وحشيانه به يك فرد بسيجي حمله كردند و وي را مضروب ساختند.
در اين هنگام به سمت اتومبيل ما حمله ور شدند و شيشه‌هاي آنرا شكستند، كودك من كه ترسيده بود به شدت گريه مي‌كرد.
قاسمي در تائيد گفته‌هاي همسر خود افزود: افراد موتور سوار به همراه تعدادي ديگر از اراذل و اوباش كه هويت آنان را نمي‌دانم با نهايت بي‌رحمي به من حمله كردند و مرا پشت ماشين كشانده و با چوب و سلاح سرد مرا مضروب ساختند.
اين شهروند تهراني در افشاي جنايات مدعيان دروغين قانون گرايي ادامه داد: اوباش با ضربات چاقو و كلاه كاسكت و چوب آنچنان ضربه‌اي زدند كه بلافاصله ابروها و لبهايم تركيد و اين افراد حتي به همسر و كودك خرد سال من نيز رحم نكرده و آنها را مجروح ساختند.
وي در ادامه افزود: نيروهاي هلال احمر مرا به همراه خانواده ام در اتومبيل خودم انداختند و به بيمارستان منتقل ساختند.
قاسمي تصريح كرد:اي كاش اين اتفاقات رخ نمي‌داد و اين افراد فريب خورده اندكي به خود مي‌آمدند و به نتيجه اعمال خود فكر مي‌كردند.
وي در پايان خاطر نشان ساخت: بسياري از خانواده‌ها با اتومبيل خود امرار معاش مي‌كنند و تمام زندگي آنان از جابه جايي مسافر تامين مي‌شود كه با يك اقدام خرابكارانه ممكن است تمام هستي اين افراد كه وسيله نقليه آنان است.

فیلم مصاحبه با قاسمی و همسرش و همچنین صحنه مضروب شدن او را در اینجا ببینید. 

 

مضروب و مجروح شدن دانشجوی دانشگاه صنعتی امیرکبیر با گلوله، چاقو، چماق و آجر

خشونت سانسور شده: در جریان تجمع غیرقانونی شنبه هفته جاری که به بهانه اعتراض به نتایج انتخابات توسط هواداران میرحسین موسوی در خیابان آزادی برگزار شده بود و منجر به درگیری هایی شد یکی از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر به شدت مجروح و راهی بیمارستان شد.
امیر داوود علمی یکی از دانشجویان ورودی 83 رشته شیمی دانشگاه صنعتی امیرکبیر در حالیکه برای جلوگیری از برخورد سنگ به ماشین های مردم آن ها را هدایت می نمود، ناگهان از پشت مورد اصابت گلوله قرار گرفت. این گلوله به پشت پای او اصابت کرد و از جلوی پای وی خارج شد. پس از برخورد گلوله، این دانشجو توسط آمبولانس به بیمارستان حضرت رسول (ص) منتقل می شود. متخصصین این بیمارستان پس از معاینه این دانشجوی مجروح تصمیم می گیرند وی را برای جراحی به بیمارستان دیگری منتقل نمایند.اميرداوود علمي
هنگام خارج شدن آمبولانس از بیمارستان عده ای از اوباش در حالی که فریاد می زدند «این آمبولانس بسیجی هاست» به آمبولانس حمله کرده و تمام شیشه های آن را می شکنند. آن ها سپس با باز کردن در آمبولانس به بیمار درون آن یورش برده با چاقو پای امیر داوود را مورد جراحت قرار می دهند و با چماق او را مورد ضرف و شتم قرار می دهند و در آخر با آجر به سر او می کوبند که این ضربه باعث می شود سر وی حدود پنج سانتی متر شکاف بر دارد. در نهایت راننده به سختی آمبولانس را به حرکت در می آورد و افراد مهاجم سعی می کنند امیر داود را از آمبولانس خارج کنند که موفق نمی شوند. پس از حرکت آمبولانس، شلیک مهاجمان به لاستیک عقب آمبولانس موجب ترکیدن لاستیک آن می شود. با فرار راننده به داخل کوچه پس کوچه های اطراف بیمارستان یگان ویژه آمبولانس را می یابد و امیر داود را با آمبولانس جدیدی به بیمارستان منتقل می کند.
هم اکنون حال این دانشجو مساعد نیست. از تمامی دوستان تقاضا داریم که برای سلامتی او دعا کنند.
فیلم مصاحبه با این دانشجو در بیمارستان را ببینید.
 
 

آشوبگران مسجد لولاگر را به آتش کشیدند

 عده ای که حمایت از میرحسین موسوی را بهانه کرده بودند ساعتی پيش مسجد لولاگر را در خيابان آذربايجان تهران به آتش كشيدند.
به گزارش خبرگزاری فارس این افراد در تجمع بدون مجوز خود به تخريب‌ و غارت مغازه ها، آتش زدن خوردوهاي مردم و بانك‌ها و حمله به عابران پرداختند.
بر اساس اين گزارش، همچنين يك دستگاه اتوبوس شركت واحد و چند موتور سيكلت در خيابان ستارخان توسط اراذل و اوباش به آتش كشيده شد‏.‏
با استقرار نيروهاي انتظامي و بسيج، وضعيت در اين مناطق به حالت آرام و عادي بازگشته است‏.‏ 
گفتنی است علي‌رغم اينكه مجمع روحانيون مبارز تجمع خود را هرچند ديرهنگام لغو كرد، اما موسوي اين تجمع غير قانوني را که در تجمع پنجشنبه گذشته هوادارانش، قرار آن گذاشته شد لغو نكرد و تنها به آشوبگران بهانه داد تا مردم را مورد آزار و اذيت قرار دهند.
اين در حالي است كه شوراي نگهبان امروز از موسوي و كروبي دعوت كرده بود تا در جلسه‌اي با اين شورا، مستندات خود را درباره تخلفات ادعايي را ارائه كنند كه آنها از شركت در اين جلسه خودداري كردند.

فیلم آتش سوزی مسجد لولاگر را در اینجا ببینید.

 

                            کشته شدن مادر و دختری در اثرتیراندازی

  در جریان تجمع غیر قانونی اغتشاش گران و حامیان موسوی تعدادي از اغتشاش گران در حوالي خيابان آزادي به سوي مهد كودك "آواي باران " تيراندازي كردند كه بر اثر آن مادر و دختري از اعضای خانواده رجب پور که پشت درب ساختمان مهدكودك بودند مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به شهادت رسيدند.

 

 

حمله به كارمند صداوسيما به دليل ظاهر مذهبي

امیرحسن شیرانی

خشونت سانسور شده:‌ اميرحسن شيراني، جوان اصفهاني، صرفا به دليل ظاهر مذهبي اش مورد حمله جمعي از اغتشاش گران قرار گرفت و مجروح شد.
دوشنبه 25 خرداد 1388، ساعت 10 شب، گروهي كه به بهانه اعتراض به نتايج انتخابات در خيابان حسين آباد اصفهان تجمع كرده بودند، با متوقف كردن موتور سيكلت در حال عبوري كه دو نفر سرنشين آن ظاهري مذهبي داشتند، ضمن ضرب و شتم سرنشينان آن، موتور سيكلت را نيز به آتش كشيدند. يك نفر از سرنشينان اين موتور، موفق به فرار از دست اغتشاش گران مي شود اما اميرحسن شيراني، سرنشين ديگر موتور، كارمند 32 ساله صداوسيما، در حلقه محاصره اغتشاشگران قرار مي گيرد و با مشت و لگد آنها مضروب مي شود. در اين هنگام يكي از اغتشاش گران نارنجكي دستي را به نزديك سر فرد مضروب كه روي زمين افتاده بود پرتاب مي كند. در اثر انفجار اين نارنجك، شيراني حافظه كوتاه مدت خود را به مدت 24 ساعت از دست مي دهد و دچار سوختگي موي سر، پارگي چشم چپ، آسيب ديدگي نسج گردن و پارگي شكاف گوش سمت راست مي شود.
شيراني در حال حاضر در بيمارستان شريعتي اصفهان بستري است.

 

 وقایع دانشگاه صنعتی اصفهان

 شب و بامداد ۲۴ خرداد ۱۳۸۸، جمعی که اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری را بهانه قرار داده بودند، نقاط مختلفی را در دانشگاه صنعتی اصفهان به آتش کشیدند. در نتیجه این تحرکات، حدود ۵/۲ میلیارد تومان خسارت به دانشگاه صنعتی وارد شد.
در جریان این آتش سوزیها،محمدرضا حق جو دانشجوی رشته برق این دانشگاه، دچار سوختگی شدید شد. حق جو، در حال حاضر در بیمارستان سوانح سوختگی امام موسی کاظم(ع) اصفهان بستری است.
گزارش کامل سایت روابط عمومی دانشگاه صنعتی اصفهان، به همراه تصاویر کامل این حوادث را اینجا بخوانید و ببینید.

 

حمله آشوبگران به مسجد قدس اصفهان

حوالي ساعت 3 صبح، عده اي از اغتشاش گران به بهانه اعتراض به نتايج انتخابات، با حمله به مسجد قدس در خيابان ملاصدراي اصفهان (محله مرداويج)، در اصلي منبت کاری شده مسجد را به آتش كشيدند. در جريان اين حادثه، در مسجد و ورودي آن در آتش سوخت.
همچنين دو شب قبل از اين حادثه، دو نفر از بسيجيان پايگاه بسيج همين مسجد، پس از خروج از مسجد در حالي كه سوار موتورسيكلت بودند، توسط راننده يك خودروي پرايد مورد تعقيب قرار گرفتند و عامدانه مورد اصابت خودرو قرار گرفتند. يكي از سرنشنيان اين موتور، به نام ايمان پشم كار، به شدت از ناحيه سر مجروح شد.
گفتني است نامبرده كه دانشجو و برادر دو شهيد است، در بيمارستانهاي شريعتي و شهيد صدوقي اصفهان مورد درمان قرار گرفت.

آتش سوزی در مسجد قدس اصفهان(2)

آتش سوزی در مسجد قدس اصفهان(1)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ارسال شده توسط مهدی در تاريخ‌ سه شنبه نهم تیر 1388 - 18:8 |


سخنی با رهبر شورشیان

 

 

انتخابات 22 خرداد اگرچه مظهر اعتمادملی به نظام اسلامی بود، اما برخی از حامیان موسوی آنگونه که همسر آقای هاشمی رفسنجانی روز انتخابات وعده داده بود، به آشوب و تجمعات غیرقانونی روی آورده و کوشیدند با اعتمادزدایی و مخدوش نمودن چهره نظام اسلامی، این پیروزی را به یک شکست ملی تبدیل کنند.
پیمایش راهپیمایی‌های غیرقانونی حاکی از حضور طبقه مرفه بی‌درد در میان آنان است؛ کسانی که ثروت‌های بادآورده‌ای که محصول برخی سیاست‌های سال‌های اخیر بود، آنان را فربه نموده است. به راستی انقلاب و نظام اسلامی چه دَینی بر گردن اینان دارد؟! همه کسانی که این روزها برای موسوی سینه چاک می‌دهند، باید بدانند خواسته یا ناخواسته پیاده‌نظام آقای هاشمی می‌باشند.

به راستی چرا میرحسین موسوی که این گونه درباره شورای نگهبان حکم صادر می‌کند، وارد عرصه انتخابات شد؟! مگر می‌شود بر شاخه نشست و بن برید؟! هرچند که سخنان میرحسین موسوی در مناظره‌ها نشان داد که او سال‌هاست نه در باغ سیاست ایران که در باغ آرزوهای خود بوده است و آنچه باعث ورود او به عرصه انتخابات بوده است، نه میل شخصی، که اصرار بازیگران پشت پرده – خصوصاً کارگردان آنان- بوده است.
به اینان باید گفت اگر می‌خواهید در آینده نیز در فرآیند تداول قدرت شرکت کنید، چرا دست به کارهای غیرقانونی زده و بر طبل اعتمادزدایی می‌کوبید؟! اگر هم می‌خواهید - به اصطلاح - «اپوزیسیون» شوید، باید بدانید آقای موسوی فاقد خصوصیات رفتاری یک رهبر اپوزسیون است (اگر بپذیریم واجد خصوصیات دیگر آن می‌باشد.)
رفتار احساسی و ساختارشکنانه موسوی پس از انتخابات نشان داد که او هرگز نخواهد توانست نقشی مانند بازرگان و حتی ابراهیم یزدی را ایفا نماید. بازرگان هرچه کرد با جان دیگران بازی نکرد. بنی‌صدر هم با جان مردم عادی بازی نکرد.

آقای موسوی! «فأین تذهبون؟!»؛ به کجا چنین شتابان؟! شما در گفتار و رفتار پای‌تان را از بازرگان و بنی‌صدر و معین و خاتمی (دو نامزد انتخابات) هم فراتر نهادید.
شما با کدام حجت شرعی مردم را به خیابان‌ها آوردید؟! مگر امام که امام بود، در زمان پهلوی مردم را خودسرانه به خیابان‌ها می‌آورد که شما در زمان حکومت اسلامی این کار را می‌کنید؟ اگر مأذون من عند الله هستید، بفرمایید!

به نظر شما کار این نظام به جایی رسیده است که برای اصلاح آن باید خون داد؟

آقای موسوی!

بدانید که اگر از تجمعات خونین این روزها راضی باشید (حتی اگر در ظاهر نیز بدان دعوت نکرده باشید)، دست‌تان به خون مردم آغشته است و در درگاه الهی مؤاخذه خواهید شد؛ چرا که به فرموده امام علی عليه‌السلام، «الراضي بفعل قوم كالداخل فيه معهم.»

آقای موسوی!

باور کنید رفتارتان احساسی و عاری از عقلانیت است.

رفتار موسوی مانند رهبر شورشیان بوده است و همین‌جا به اطرافیان وی عرض می‌شود که او را به خویشتن‌داری دعوت نمایند.
آنچه که مردم این روزها شاهد آن بودند، بازتکرار کودتای 28 مرداد ایران و انقلاب‌های مخملین کشورهای بلوک شرق سابق بود؛ اما رهبری داهیانه ولی‌فقیه و حضور مؤمنانه مردم نقشۀ آنان را نقش بر آب نمود.

دشمنان بدانند که مردم با اطمینان و شجاعت از دولت نهم حمایت خواهند کرد. حمایت از این دولت یک تکلیف الهی است و کسانی که از آن سر باز زنند روزی پشیمان خواهند شد.

این دولت مؤید من عندالله است؛ دست عنایت الهی پشتیبان آن است؛ والا به سرنوشت دولت مصدق دچار شده بود.

دولت نهم به رغم همۀ دروغ‌هایی که دربارۀ آن بافته می‌شود، نشان داد دولت کار است؛ کمربسته خدمت به مردم است؛ به دنبال رسیدگی به محرومین کاهش شکاف‌های طبقاتی است؛ به دنبال اعاده مجد و عزت اسلام و ایران است و چنین دولتی حقیقتاً شایسته‌ی حمایت است.

نخبگان و افرادی مانند علی لاریجانی مراقب باشند دچار تذبذب نشده و به جرگه اهل نفاق درنیایند؛ کسانی‌که خداوند در قرآن درباره آنان می‌فرماید: «مذبذبين بين ذلك لا الى هؤلاء و لا الى هؤلاء»؛ یعنی ميان دو گروه (مؤمن و کافر و حق و باطل) سرگردانند؛ نه با آن گروهند و نه با اين گروه.

حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای در توصیف وضعیت امروز امت اسلامی و وظیفه نخبگان آن می‌فرمایند: «دوران‌هاى سختى را اين امت گذرانيده و فراز و نشيب‌هاى متعددى را در تاريخ ديده است و امروز به يك نقطه تعيين‏كننده رسيده است. اگر امروز امت اسلامى همت كند، مى‏تواند راهى را انتخاب كند كه قلم بطلانى بر عقب‏ماندگي‌ها و مشكلات و سختي‌ها و ذلت‌هاى دنياى اسلام بكشد. پيشواى اين حركت هم نخبگان جامعه‏اند؛ چه نخبگان سياسى، چه نخبگان علمى و فرهنگى - در حوزه‏ دين، در حوزه دانشگاه - كه مى‏توانند انتخاب اين راه را به امت اسلامى توصيه كنند و نشان دهند. راه ديگر اين است كه امت اسلامى در همان غفلتى كه دشمنان اسلام خواسته‏اند، بماند؛ در همان غفلت بمانيم و دچار اختلافات، تنگ‏نظري‌ها، خودخواهي‌ها و دنياطلبى و بى‏مسؤوليتى نخبگان شويم؛ و اگر اين‏طور شود، مسير سعادت دنياى اسلامى حداقل ده‏ها سال ديگر از دسترس امت اسلامى دور خواهد ماند؛ خاصيت اين زمان ما اين‏طور است؛ روز انتخاب امت اسلامى است». 27/1/85


آقای هاشمی رفسنجانی روز انتخابات به درستی گفت که این انتخابات تأثیر مهمی در سرنوشت کشور و جهان اسلام دارد.

خدایا! ما تیرهای بلا و امواج مصیبت را نه از جانب دیگران که از جانب تو می‌دانیم؛ چرا که «کل من عندالله»

خدایا! امروز که حمیت جاهلی برخی را به کوبیدن بر طبل ابطال انتخابات واداشته است، تو نیز سکینه و آرامشت را بر ما فرو فرست که «اذ جعل الذین کفروا فی قلوبهم الحمیة حمیة الجاهلیة فانزل الله سکینته علی رسوله و علی المومنین والزمهم کلمة التقوی.»
خداوندا! برکت و آبروی بندگان مقرّبت، به ما ترحم کن!
خدایا آنگونه کن که «کلمه الله هی العلیا» و «لیظهره علی الدین كله و لو كره المشركون.»

یادداشت را با دعایی از حضرت امام به پایان می‌بریم:

«خداوندا! ما هیچیم؛ هیچ؛ و هر چه هست از تو و به سوی توست. ما به قدرت مطلق تو امیدواریم و از تو استمداد می‌کنیم؛ اگر تو با مایی، شکست و پیروزی را به پشیزی نمی‌شناسیم.»

خوشا به حال کسانی که مانند امام با یقین، بر هرچه تردید و دودلی است، غلبه کرده و در معیت خدا و رسولش

ارسال شده توسط مهدی در تاريخ‌ یکشنبه هفتم تیر 1388 - 13:5 |


سقوط های دلخراش

 

این روزها اتفاقات تلخی در جریان است. تلخ نه از این جهت که مدعیان قانون و مردم سالاری سنگ و چماق به دست گرفته اند و در پی انتقام از ملت هستند، از این جهت که سقوط انسان ها خیلی ناراحت کننده است ...

در فیلم مستند تبلیغاتی دوم احمدی نژاد، وقتی شمقدری از او می پرسد تلخ ترین خاطره شما کی بوده؟ دکتر پاسخ کوتاه اما با معنایی می دهد:

"موقعی است که می بینم بعضی ها سقوط می کنند، چقدر بعضی ها سقوط می کنند، خیلی دلم می سوزد ..."

سقوط های دلخراش

فارغ از اینکه منظور دکتر از این جمله چه کسی یا کسانی هستند، معتقدم تغییرات جوهری افراد طی گذر زمان از هر تلخی، تلخ تر است. کاری به سوابق افراد ندارم چرا که اگر چاره ساز بود حسینعلی منتظری هیچ گاه پس از آن همه سال که خود امام، "فقیه عالیقدر" خطابش می نمود، عزل نمی شد . اصلا هرچقدر انسان به سوابق آدم ها نگاه می کند و از طرفی دیگر هم آن را با وضعیت فعلی آنها مقایسه می کند، بیشتر جگرش می سوزد ...

اتفاقاتی که این چند روز در تهران افتاده قابل پیش بینی بود زیرا از همان زمان که شعار می دادند:

 "اگر تقلب نشه موسوی برنده میشه / اگر تقلب بشه ایران قیامت میشه" مشخص بود چه اتفاقاتی در انتظار است اما سوال اساسی این است هاشمی رفسنجانی با نامه بی ادبانه خود به رهبری چه چیزی را خواست ثابت کند؟ نامه ای که حتی در آن سلام هم فراموش می شود و پس از مقایسه گستاخانه رییس جمهور با بنی صدر و منافقین، تلویحا پی بینی می شود که در صورت ادامه وضع موجود مردم به خیابان ها خواهد آمد و ...

بهترین مکمل این نامه هم بیانیه سخیف موسوی پس از اعلام نتایج بود که بدون مدرک و استدلال و با کلی گویی ۲۴ میلیون رای را تقلب دانست و از هوادارانش خواست تا زیر بار استبداد نروند و...

بارها در جمع های دوستانه با بچه ها گفته ام که اگر سن مان دیدن مشروطه یا ملی شدن نفت یا انقلاب یا دفاع مقدس و ... را قد نداده است باید خدا را شاکر باشیم برهه حساس دیگری از تاریخ معاصر ایران را از سوم تیر ۸۴ تا به همین امروز را دیده ایم. مبالغه نمی کنم، این حرف اعتقاد قلبی ام است. مگر تا الان کشوری بوده که بعد ۳۰ سال گذشت انقلاب خود این همه فراز و نشیب به خود ببیند؟ فراز و نشیبی که به نظرم یکی از حساس ترین برهه های آن همین روزها رقم می خورد...

هاشمی و موسوی نه تنها باید پاسخ کشته شدگان درگیری های چند روز اخیر را بدهند که باید پاسخ تک تک شهدایی که برای حفظ این نظام رفتند را بدهند. هاشمی ای کاش روزی پاسخ دهد ارزش محسن و مهدی و فائزه و فاطمه و یاسر چقدر است؟ بیشتر از کل نظام؟... " أَنَّمَا أَمْوَلُكمْ وَ أَوْلَدُكُمْ فِتْنَةٌ "

و صد البته آقای موسوی که به نظرم خودش هنوز هم نفهمیده چطور و بازی چه کسانی را خورده، اما باید پاسخ دهد ارزش کسب قدرت تا کجاست؟ موسوی در تمام صحبت های انتخاباتی اش احمدی نژاد را به دروغ، به دروغگویی متهم کرد تا بهترین مصداق برای این آیه شود:

"ام نجعل الذین آمنوا و عملوا الصالحات کالمفسدین فی الارض ام نجعل المتقین کالفجار"

"آنان که برای تصاحب صندلی ریاست به کذب تو را به دروغگویی متهم می کنند، خود از دروغگویان عالم اند"

هاشمی و موسوی تا حالا یک بار هم این جملات امام را خوانده اند؟

"من باز به همه اين آقاياني كه مي‌خواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نمي‌دانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام مي‌كنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ،‌ بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد." (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)

ارسال شده توسط مهدی در تاريخ‌ پنجشنبه چهارم تیر 1388 - 13:56 |


قاتلان "فاطمه طالقاني"ها و "حسین غلام کبیری" ها، ابايي از كشتن "ندا آقا سلطان" ها ندارند

 

شما را به خدا احساسات را کنار بگذارید، بعد این يادداشت را بخوانید!

عصر يكشنبه، فيلم كشته شدن "ندا آقا سلطان"‌ را از اينترنت دانلود كردم، ديدم و متاثر شدم. به قدري ناراحت و عصبي شدم كه شب را تقريبا خوابم نبرد و ديروز در محل كارم، با همكارهايم دعوا كردم. 

اگر ثابت شود، برادر خود من، به سمت ندا شليك كرده است، معتقدم كه بايد تاوانش را پس دهد و قصاص شود. اگر ثابت شود يك بسيجي، دست به چنين جنايتي زده است، حاضرم پاي هر طوماري كه درخواست اعدام او را داده است امضا كنم. اگر بي تدبيري به حدي است كه به دست چنين آدمي اسلحه داده مي شود، حاضرم هر طوماري كه محاكمه چنين بي تدبيرهايي را درخواست مي كند امضا كنم. اينها را مقدمتا گفتم تا فكر نكنيد اين جنايت را دست كم گرفته ام يا قصد تطهير مجريان و مسببان آن را دارم.
***
متن زیر را بخوانید و شما را به خدا بدور از احساسات، به سئوالهایی که در ادامه آورده ام فکر کنید:

"وقتی که این اتفاق افتاد، ندا از درگیری‌ها دور بود، یعنی در خیابان‌های فرعی نزدیک امیرآباد بود. حدود یک ساعتی با استاد موسیقی اش در ماشین پشت ترافیک نشسته بود، از گرما و خستگی کلافه و از ماشین پیاده می‌شود. اما براساس تصاویری که مردم ارسال کرده‌اند، احتمالا نیروهای لباس شخصی و بسیجی در تیراندازی با نشانه گیری به قلبش می‌زنند..."
 (كاسپين ماكان، نامزد ندا آقا سلطان، در مصاحبه با بي بي سي فارسي، ۱ تير ۱۳۸۸:
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/06/090622_mm_neda_soltan.shtml
اگر به دليل فيلترينگ، نمي توانيد به صفحه بالا برويد، مي توانيد همين متن را در صفحه ندا آقا سلطان در ويكي پديا ببينيد:
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%AF%D8%A7_%D8%A2%D9%82%D8%A7_%D8%B3%D9%84%D8%B7%D8%A7%D9%86)

البته خود فیلم هم گویای این است که محل گلوله خوردن ندا، مکانی دور از تظاهرات و تجمع و ناآرامی بوده است. چرا که هیچ سر و صدایی که حکایتگر تظاهرات یا اغتشاش باشد شنیده نمی شود.

حالا سئوالهاي من:

به چه دليل، يك نيروي ضد شورش، حالا چه بسيجي،‌ چه پليس، يك زن را كه در نقطه اي دور از اغتشاش ها و بدون سر و صدا در كنار خيابان ايستاده است، بايد هدف قرار دهد؟ چه دليلي دارد كه آن نيروي ضد شورش يا سركوبگر (هر چه دوست داريد اسمش را بگذاريد)، اينهمه تظاهر كننده يا اغتشاشگر (هرچه دوست داريد اسمش را بگذاريد) را در صحنه شلوغي رها كند و بدون هيچ مقدمه و پيش زمينه اي به سمت زني كه صدها متر از صحنه شلوغي فاصله دارد شليك كند؟

چرا آن نيروي ضد شورش، در محلي دور از اغتشاش ها، و در ميان اينهمه "مرد"، بايد يك "زن"‌ را هدف قرار دهد؟ اگر آن زن، مشغول شعار دادن بود، يا داشت سنگ يا كوكتل مولوتف پرتاب مي كرد، شايد شليك به او، در ميان اينهمه مرد، وجهي داشت. اما لحظه اي خودتان را جاي يك نيروي ضدشورش بگذاريد. وقتي كلمه "اغتشاشگر"‌ يا "آشوبگر" را مي شنويد، تصويري كه در ذهن شما شكل مي گيرد، تصوير يك "زن" هست يا "مرد"؟

وقتي مي توان، شليك به يك زن را در نقطه اي خارج از آشوبها به بسيج نسبت داد، آيا با همين منطق، نمي توان هر قتلي را كه قبل و بعد از اين جنايت و در هر نقطه ديگري از كشور روي مي دهد به بسيج نسبت داد؟

از اين طرف و آن طرف، زياد مي شنوم كه در جريان درگيريهاي شنبه، ۳۰ خرداد در تهران، چند نفر مسلح نيز دستگير شده اند. نمونه اي از حمله مسلحانه به يك حزب اللهي را در در آن روز در اينجا بخوانيد. نمي خواهم بدون سند و مدرك، قتل ندا را به گردن دشمنان جمهوري اسلامي، همچون سازمان مجاهدين خلق، بيندازم. اما سابقه اين جماعت نشان مي دهد كه براي رسيدن به هدف، از انجام هيچ جنايتي ابا ندارند. سازمان مجاهدين خلق، همان سازماني است كه اوايل دهه ۱۳۷۰، چند كشيش را در ايران ترور كرد تا تحت فشار بودن اقليتها را در جمهوري اسلامي ايران القا كند. اين سازمان، همان سازماني است كه اوايل انقلاب در بندر ماهشهر، دختر بچه سه ساله اي به نام "فاطمه سادات طالقاني" را به اين جرم كه پدرش پاسدار بود، زنده زنده در آتش سوزاند. حتی اگر امروز، سازمان مجاهدین خلق، یک سازمان مرده باشد، کوردلانی که روحیه سازمان مجاهدینی داشته باشند، هنوز هستند.

ما ايرانيها، اصطلاح و ضرب المثل "پيراهن عثمان درست كردن" را داريم كه اشاره اي به يك واقعه تاريخي است: زماني كه قاتلان عثمان، با ادعاي خونخواهي او، در برابر امام علي(ع) ايستادند و لباس خونين عثمان را پرچم خونخواهي دروغين خود قرار دادند.

از این تصاویر تا ساعاتی طولانی بعنوان خبر اول رسانه هایی چون بی بی سی( اعم از فارسی، عربی و انگلیسی) و سی ان ان و... استفاده شد و همچنین سایتهای طرفدار میرحسین موسوی همگام با تلویزیونهای بیگانه و نیز رسانه های اپوزیسیون در رثای ندا آقا سلطان به مرثیه سرایی و نوشتن متون ادبی و مقالات سوزناک پرداخته اند؛ در این راستا اشاره به نکاتی چند، خالی از فایده نیست:

1. درباره قاتل یا قاتلین خانم آقاسلطان رسانه های یادشده اظهارنظرهای گوناگونی دارند، برخی آن را بصورت قطعی به نیروهای بسیجی نسبت داده اند، برخی به نیروهای انتظامی و برخی دیگر مانند بی بی سی که حرفه ای تر از سایر همپالگی هایش است اینطور اظهارنظر کرده اند که: "براساس تصاویری که مردم ارسال کرده اند،احتمالا نیروهای لباس شخصی و بسیجی در تیراندازی با نشانه گیری به قلبش می زنند."

حال آنکه در تصاویر مربوط به این حادثه، که کلا مربوط به لحظه پس از اصابت گلوله تا مرگ است به هیچ وجه نمی توان دریافت که ضارب این دختر چه کسی بوده است، نکته ای که باید به آن توجه داشت آن است که نیروی انتظامی تعداد زیادی از منافقین، سلطنت طلبان و کومله ها را دستگیر کرده که بصورت مسلحانه در صف اغتشاشگران نفوذ کرده بودند و دقیقا بخاطر همین مساله بود که فائزه هاشمی و همراهانش بازداشت شدند تا در معرض یورش مسلحانه این افراد قرارنگیرند. زیرا واضح است که اگر وی مورد اصابت گلوله ای قرار می گرفت همین ادعاهایی که امروز درباره ندا آقاسلطان مطرح می شود که نیروهای نظامی و شبه نظامی وی را به قتل رسانده اند درباره فائزه هاشمی هم مطرح می شد و در آن صورت چون وی فرزند یکی از مقامات فعلی نظام که مواضع ساختارشکنانه ای نسبت به انتخابات و دولت منتخب داشته است، محسوب می شود هزینه های بسیار فراوانی را برای نظام و دولت منتخب ایجاد می نمود.

 

2. نکته مهم دیگری که نباید از نظر دور داشت این است که برخی از این تلویزیونها ادعا کرده اند که وی توسط تک تیراندازان نیروهای انتظامی کشته شده است و برخی دیگر به نقل از نامزد وی یعنی آقای "کاسپین ماکان" مدعی شده اند که احتمالا نیروهای لباس شخصی و بسیجی در تیراندازی با "نشانه گیری" به قلبش زده اند؛ واضح است که نیروهای نظامی و انتظامی در تیراندازیهایی که هدفگیری های دقیق در آن لحاظ می شود، ضارب، کمترین هزینه ها را انتخاب خواهد کرد و بنابراین هیچ گاه به یک زن، آن هم از فاصله نزدیک و آن هم یک راست به قلب وی، شلیک نخواهد کرد چون تبعات روانی و عاطفی بسیار شدیدی را درپی خواهد داشت. درمقابل، اگر کسی بخواهد از این منظره سوء استفاده کند به وجهی که اتفاق افتاد می تواند به بهترین شکل سوءاستفاده کند؛ همانگونه که اینطور هم شد.

3. اگر به کیفیت فیلمی که از صحنه قتل ندا آقاسلطان گرفته شده است متوجه می شویم که این فیلم با کیفیت بسیار بالایی گرفته شده است و مضافا اینکه در صحنه جان دادن وی از تراکم جمعیت و به تبع آن ایجاد ناامنی هیچ خبری نیست و اساسا تمرکز درگیریها در خیابان آزادی و انقلاب بوده است نه در یکی از کوچه های خلوت خیابان امیرآباد؛ وقتی این دو اماره را کنار هم می گذاریم باضافه آنکه مطابق با تشخیص نیروی انتظامی فشنگی که از بدن وی خارج شده از دسته فشنگهای سازمانی نیروهای نظامی و انتظامی کشور محسوب نمی شود این ظن تقویت می شود که این گونه صحنه ها عمدا ایجاد می شود تا با توزیع گسترده فیلم آن، زمینه های تحریک عواطف و احساسات مردم بوجود آید.
***
یادداشت تکمیلی:
حداقل دو روایت از تیرخوردن ندا وجود دارد:


۱- تیراندازی که در ترک یک موتورسوار نشسته بوده است، او را هدف قرار داده است.
نمونه ای از این روایت را در اینجا بخوانید:
http://www.iranianuk.com/article.php?id=38791

۲- او را از بالای یکی از ساختمانهای مجاور هدف قرار داده اند.
نمونه ای از این روایت را در اینجا بینید:
http://freedomvatan.blogspot.com/2009/06/blog-post_6883.html

وجود همین دو روایت ضد و نقیض، نشان می دهد که کسی به درستی ضارب را ندیده است. پس چگونه می توان هویت تیرانداز را مشخص کرد و او را به نیروهای بسیج یا پلیس منتسب کرد؟
جالب اینجاست که در صفحه مربوط به ندا آقا سلطان در ویکی پدیا نیز، به اینکه او از چه ناحیه ای مورد هدف قرار گرفته، اشاره نشده است.

***
راستي يك سئوال ديگر: كساني كه به حق، از كشته شدن "ندا آقا سلطان" ناراحت هستند، آيا از كشته شدن دختري كه در تاريخ ۲۰ خرداد ۱۳۸۸، در بلوار كشاورز تهران به خاطر در دست داشتن پوستر احمدي نژاد، به صورت او و دو دختر همراهش اسيد پاشيده شد هم ناراحت مي شوند؟

 مادرانی مانند خانم رجب پور که همراه با دخترک خردسالش به قتل رسید، برعهده کیست؟

مسئول شهادت حسین غلام کبیری  که اغتشاشگران و تروریست ها با استفاده از خود روی پراید مشکی رنگ در بامداد ۲۵ خرداد حسین رو به همراه ۴ نفر دیگه زخمی کردند که این پسر پاک ایرانی رو در  ساعت ۱۵ روز ۲۶ خرداد و در سن ۱۸ سالگی به شهادت رسوندند؟

ارسال شده توسط مهدی در تاريخ‌ چهارشنبه سوم تیر 1388 - 13:34 |


موسوي را چه پيش آمد ، بني صدر را چه شد !

 

مير حسين موسوي ، که اين روزها به مدد وزير امور خارجه آزاديخواه ! رژيم صهيونيستي به لقب « بخشنده روح جديد بر آزادي » مفتخر گرديده است ، در ايام ماضي ، هشت سال نخست وزير دولت آيت الله خامنه اي بوده است . ايشان در دور نخست وزارت خود براي اولين بار بذر هاي نفاق موسوم به چپ و راست را در دل جمهوري اسلامي ايران پاشيد و کشمکش هاي طاقت فرسايي را بر دولت ايشان تحميل ساخت تا جايي که مقام معظم رهبري از نامزد شدن مجدد براي رياست جمهوري خودداري نمود و اما با پا در مياني بزرگان انقلاب و حضرت امام ، بار ديگر ايشان را به صحنه انتخابات کشاند و « بين آيت الله خامنه اي و امام يک بحثي در مورد انتخاب نخست‌وزير شد ، ايشان مي‌گفت اگر من رييس‌جمهور بشوم ، در انتخاب نخست وزير هر کسي را که بخواهم، خودم بايد تصميم بگيرم و اين علامت را هم امام ظاهراً داده بودند که خود شما تصميم بگيريد ، لذا ايشان کانديدا شدند . » ( ناطق نوري )
اما تاريخ به گونه اي ديگر رقم خورد و « علتش آين بود که گويا آقاي محسن رضايي ، به عنوان فرمانده
سپاه خدمت امام رسيده و گفته بودند که موقعيت آقاي موسوي در جنگ و بين جوانها به گونه‌اي است که اگر ايشان نخست وزير نشوند ، جنگ لطمه مي‌خورد . طبيعي است که براي امام در آن روزها هيچ چيز حياتي‌تر از مساله جنگ نبود ، لذا بعد از گزارش محسن رضايي ، لحن امام عوض شد . ايشان احساس کرد که جنگ نبايد لطمه بخورد ، بايد آقاي موسوي به عنوان نخست وزير معرفي شود.» ( ناطق نوري )

لذا آيت الله خامنه اي با توجه به شرايط آن روز ، نامه‌اي براي حضرت امام
 نوشتند و از ايشان در خواست کردند که « اگر حضرتعالي تشخيص مي‌دهيد که بايد مهندس موسوي را معرفي کنم، حکم کنيد ، شما رهبر هستيد.  شما روز قيامت جواب داريد ، ولي من جواب ندارم کسي را که مصلحت نمي‌دانم ، نخست وزير کنم ، مگر اين که حکم ولي فقيه بالاي سر او باشد.» و حضرت امام در پاسخ فرمودند : « من حکم نمي‌کنم اما من به عنوان يک شهروند حق دارم نظر خودم را بدهم يا خير ... من به عنوان يک شهروند اعلام مي‌کنم که انتخاب غير از ايشان خيانت به اسلام است.» پس از آن که حضرت امام جمله فوق را اظهار مي‌دارند، آقايان ناطق نوري ، مهدوي کني ، جنتي و يزدي به محل دفتر رياست جمهوري رفته و به آيت الله خامنه‌اي اعلام مي‌کنند که نظريه حضرت امام در واقع « حکم » است و فقط لفظ حکم را ندارد و آيت الله خامنه‌اي نيز مي فرمايند « براي من اتمام حجت شد.» و پس از اين مساله تصميم مي گيرند تا ميرحسين موسوي را براي بار دوم به عنوان نخست وزير به مجلس شوراي اسلامي معرفي کنند. ( منبع شماره 6 ، صص 74 - 75 )
« به دنبال معرفي موسوي جهت تصدي مقام نخست وزيري از سوي رئيس جمهور وقت
به مجلس شوراي اسلامي ، ديدگاههاي متعارض و مختلفي درباره دادن رأي اعتماد و يا عدم اعتماد به نامبرده در مجلس مطرح مي شود . با توجه به اکثريتي که جناح در حال شکل گيري راست در مجلس داشت ، اگر نامزدي آقاي موسوي صرفاً در مجلس مطرح مي‌شد ، عدم رأي اعتماد نسبت به وي احتمال قوي داشت. اما به دليل شرايط جنگي حاکم بر کشور ، حضرت امام نسبت به ابقاي ايشان و عدم تغيير در نخست وزيري اعلام نظر کردند و نظريه خود را در پاسخ به نامه جمعي از نمايندگان مجلس دوم ، چنين مرقوم نمودند : « با تشکر از آقايان،  اينجانب چون خودم را موظف به اظهار نظر مي‌دانم به آقاياني که نظر خواسته‌اند از آن جمله جناب حجه الاسلام مهدوي و بعضي آقايان ديگر عرض کردم آقاي مهندس موسوي را شخص متدين و متعهد دانسته و در وضع بسيار پيچيده کشور ، دولت ايشان را موفق مي‌دانم و در حال حاضر تغيير آن را صلاح نمي‌دانم ولي حق انتخاب با جناب رئيس جمهور و مجلس شوراي اسلامي است
« با اعلام صريح و کتبي نظريه حضرت امام درباره نخست وزيري آينده ، جو غالب در مجلس
شوراي اسلامي به نفع آقاي موسوي تغيير پيدا مي کند و در واقع جاي اقليت و اکثريت عوض مي شود . در نهايت پس از سخنان موافق و مخالف نمايندگان ، از مجموع 261 رأي ، مجلس شوراي اسلامي با 162 رأي موافق و 99 رأي مخالف ، به نخست وزيري موسوي رأي اعتماد مي دهند .» و اما گروه موسوم به 99 که بعدها به ضد ولايت فقيه شهرت يافت و رهبري آن را آيت الله آذري قمي بر عهده داشت .  در توجيه اقدام نمايندگان مخالف ، اوامر ولي فقيه را به اوامر مولوي و ارشادي تقسيم کرد . امر مولوي فرمان لازم الاجراي ولي فقيه است که از وي که در مقام بيان حکم بوده ، صادر شده و تخلف از آن حرام شرعي محسوب مي‌گردد. امر ارشادي ، نظري از ولي فقيه است که جنبه توصيه‌اي دارد و مي‌توان بدان عمل کرد و مخالفت با آن حرام شرعي نيست
مطالب فوق نشان مي دهد که مقام معظم رهبري در آن شرايط گزينه هاي متفاوت و مختلفي داشته و مي توانسته با بر گزيدن هر يک از آنها ، مسير تاريخ را به گونه اي ديگر رقم زند . او با توجه به آنکه حجت شرعي از جانب حضرت امام داشت و نيز با همراهي اکثريت مجلس . به راحتي مي توانست ، بنزين بر آتش گروه 99 بپاشد و با ارشادي خواندن حکم امام شرايط را به نفع خود پايان دهد . اما او بصيرت بزرگي را به نمايش گذاشت و حکم ولايت فقيه را پذيرفت و همين ولايت پذيري ايشان منشاء برکات بسياري شد . ناطق نوري در رابطه با اين موضوع مي گويد : « به نظر
من امام (ره) در انتخاب ايشان نقش بسيار بالايي داشت. آن بحثي که آقاي خامنه‌اي در نماز جمعه داشتند و بعد امام يک برخورد اوليه داشتند و بعد اينکه آقاي خامنه‌اي گفتند من احساس تکليف کردم ، اينها و اين اتفاقاتي که افتاد در انتخاب آقاي خامنه‌اي به رهبري نقش داشت. ... آن روزي که راديو عليه آقاي خامنه‌اي يک بيانيه‌اي را خواند اولين کسي که پيش ايشان رفت من بودم. عصباني و ناراحت خدمت ايشان رفتم و ديدم که ايشان چهار زانو در کتابخانه رياست جمهوري نشسته است با چهره‌اي شاد و نوراني و تنها.... من با عصبانيت گفتم چرا اين‌طور شد و چرا راديو اين بياينه را خواند و اين حرف‌ها. ايشان خيلي آرام و با لبخند به من گفتند ؛ بنشين. بعد به من فرمودند که يکي از بهترين روزهاي زندگي‌ام را دارم مي‌گذرانم چرا که به تکليف عمل کرده‌ام و امام پدر ماست و پدر حق دارد سر فرزندش فرياد بزند و هدايتش کند و سر او داد بزند . ايشان فرمودند که نگران نباش من فردا خدمت ايشان مي‌روم و قضيه را توضيح مي‌دهم . فردا يا پس فرداي آن روز بود که آن بحث «خورشيد فروزان» و توصيف امام درباره آقاي خامنه‌اي که «  يک نفر را مثل آقاى خامنه‌اي پيدا بکنيد که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار و بناى قلبى اش بر اين باشد که به اين ملت خدمت کند ، پيدا نمى کنـيد ، ايشان را من سا لهاى طولانى مى شناسم( امام خمينى «قدس سره» ) همچنين سفرهاي مقام معظم رهبري و به خصوص سخنراني آقاي خامنه‌اي در سازمان ملل و پخش آن که مرحوم حاج سيد احمد آقا به امام گفته بود رياست جمهوري خيلي به ايشان زيبنده است و امام به سيد احمد آقا فرموده بود که « او شايسته رهبري است.» اين يک نکته و نکته ديگري که کمتر به آن توجه مي‌شود اين ايستادگي بر روي انجام تکليف است. آقاي خامنه‌اي بر روي انجام تکليف ايستاد و از آبروي خود گذشت و امام احساس کرد آن کسي که به درد رهبري مي‌خورد و پاي انقلاب مي‌ايستد ايشان هستند. ايشان که حاضرند آبرويشان، سلامتي و حتي جانشان را براي انجام تکليف بدهند. امام از آدم‌هاي ترسو و بزدل خوشش نمي‌آمد. امام از آدم‌هاي شجاع و متدين خوشش مي‌آمد.»( ناطق نوري )
اما اکنون بيست سال از آن روز هاي خيلي دور گذشته است و طي اين سال ها ، «خورشيد فروزان» خدا ، گوي توفيق و کرامت ، بر سرزمين ايران افکنده است . او همچون امام خويش هر کجا که لازم بود تو دهن آمريکا و اسلام آمريکايي زد و آغوش مهربان خويش را به روي مردمان به ضعف کشيده شده عالم گشود . تا هيچ کس در عصر شياطين ، احساس تنهايي نکند ، دوستانش را نگاه کنيد ، ملت مظلوم افغانستان که سال ها مهمان او بودند ، از صميم قلب به او عشق مي ورزند . تصاوير اش در خانه هاي مردم عراق جايگاه ويژه اي دارد ، مصري ها افتخار مي کنند به جهان اسلام که فرزندي چو او دارد ، در لبنان ، نامش که مي آيد ، صلوات مي فرستند بر محمد و ال محمد ، مردمان عرب ، امت سر زمين پيامبر ، چون صلابت و شجاعت بي همتاي او را ديده اند ، عاشورا گرا شده اند و ... همه اين افتخارات عظيم ، يک شبه حاصل نشده است ، اسباب اين همه بزرگي طي بيست سال ، ذره ذره فراهم شده و گمان نکنم ديگر کسي را ياراي هماوردي با چنين خورشيد فروزان» ي باشد .
موسوي اما اين همه حقايق را همچون نتيجه انتخابات باور نمي کند و فصل الخطاب را هيچ نمي فهمد و همچون شبحي سرگردان پس از بيست سال سکوت ، با دختران فيروزه اي فائزه هاشمي و با
NGO هاي آماده به شورش پسران هاشمي ، به جنگ ولايت خدا مي آيد . آتش مي افروزد ، آتشي که هيچ احدي را گرم نخواهد ساخت و تنها دود آن ، چشماي موسوي و حاميان تازه به دوران رسيده او را کور خواهد کرد .
براستي موسوي ملت ايران را از چه مي ترساند ، از آتش ؟ از خون ؟ مگر نه اين است که ملت ما در اين سال سي در ميان خون خفته است و آتش و خود از آتش افروزان اول جهانند ، ولي آتش بر خرمن دولت ولي خدا نمي اندازند ، بانک هاي سرزمين خود را شعله ور نمي سازند ، قلب بسيجي و پاسداران انديشه هاي والاي امام راحل را نشانه نمي روند و ... آنان اگر قرار باشد جايي را به آتش کشند به يقين آنجا،بانک جهاني خواهد بود ، صندوق بين المللي پول خواهد بود و کاشانه هر آن کس که طي شانزده سال ، باحاکميت شيطان پسند خود ، مسير اين انقلاب استکبار ستيز را به انحراف کشانده است .
 اين ملت ، اهل کوفه نيستند ، اين را بارها فرياد زده اند ، اين ملت اهل اوکراين هم نيستند که اين را مکرر به اثبات رسانده اند و اهل گرجستان هم ، اين ملت همان هايي هستند که ميليشياي
پر زرق و برق منافقين و بني صدر را به زباله دان تاريخ سپردند و هشت سال تمام در زير توپ و تانک و مسلسل و بمب افکن هاي روسي و آمريکايي و فرانسوي و ... به سرمايه سالاران جهان « نه » گفتند و سر انجام پيروز ميدان شدند . لذا برازنده آن است که مير حسين موسوي به جاي هدر دادن پارچه هاي سبز اين ملت و سرودن اشعار انقلابات رنگين ، که قافيه اش بارها و بارها در سرزمين خون و شهادت به گل نشسته است . چادر بر سر کند تا همچون بني صدر ، راه فرانسه و آمريکا را در پيش بگيرد . البته اگر دير نشده باشد .

ارسال شده توسط مهدی در تاريخ‌ سه شنبه دوم تیر 1388 - 12:14 |


بدون شرح !

 

ارسال شده توسط مهدی در تاريخ‌ دوشنبه یکم تیر 1388 - 12:27 |


آقای موسوی! ‌خوب رای‌هاتو پس گرفتی

 

تو راهپیمایی‌های مخالفان نتیجه انتخابات، یک شعار بیش از همه نظرم رو به خودش جلب کرده . مردمی که رای‌شون رو به اصلاح‌طلبان و به میرحسین موسوی دادند،‌معتقدند چون اسم نامزد مورد نظرشون از صندوق‌ها در نیومده ،‌باید رای‌هاشون رو پس بگیرند .
تو این مدت اتفاقات زیادی افتاده؛ راهپیمایی‌ها ،‌کشته شده‌ها ،آبرو ریزیهایی که در فضای بین‌الملل برای ایران اتفاق افتاد. کانالهای ماهواره ای هر روز و هر ساعت و تا جایی که ظرفیت داشته باشند ،‌دارند از آشوب های خیابانی تهران می گویند و از زیر سوال رفتن انتخابات ایران ،‌برای زیر سوال بردن کلیت نظام استفاده می کنند . در داخل هم که مردم عادی خسته شده اند از این همه درگیری و بزن بزن و می خواهند یک روز آرام را تجربه کنند. بنده خدایی می گفت دلم می خواد یه روز برم میدون ولی‌عصر ،‌خرید کنم ،‌از دم روزنامه فروشی‌ها رد بشم و با جرات به تیترهای روزنامه ها نگاه کنم و نترسم که وای قراره فردا چه اتفاقی بیافته ،‌برم تو بلوار کشاورز بنشینم و مردمی رو ببینم که تو صف خرید ساندویچ ایستدند و صف های تاکسی و ترافیک خیابون و چهره های شاد ...
می خوام بگم آقای موسوی !‌خوب رای‌هاتو پس گرفتی ! ریس جمهوری که می تونست با پشتوانه 24 میلیونی رای مردم وارد عرصه های بین‌المللی بشه و از حق مردمش دفاع کنه ،‌حالا باید به سفرای کشورهای اروپایی اخطار بده که در امور داخلی کشورش دخالت نکنند ،‌مردمی که می تونستند بعد از سالها پیروزی و مشارکت رو جشن بگیرند، ‌الان تو تمام نقاط این شهر دارند با همدیگه دعوا می کنند ،‌ مردمی که می تونستند به آینده کشورشون امیدوار باشند ، دارند تو خیابونها آستانه تحمل همدیگه روامتحان می کنند و با نگرانی به فردایی نگاه می کنند که بعد از هر انتخابات قراره عده ای بیرون بریزند و مردم رو بکشند و کتک بزنند و بانکها را خالی کنند و موتور و ماشین بسوزانند که ما "باید "پیروز می‌شدیم !
آقای موسوی !‌خوب رای‌هاتو پس گرفتی . می گفتند که مبارزه با مافیای قدرت و ثروت سخته و حامیان شما می گفتند که آتشفشان برپا خواهند کرد اما مردم فکر می کردند که قرار است فقط احمدی‌نژاد تاوان اعتقاداتش را برای حمایت از این مردم پس بدهد و نمی دانستیم که این مافیا زندگی تک تک مردم را نشانه رفته است .
آقای موسوی !‌خوب رای هاتو پس گرفتی ....

ارسال شده توسط مهدی در تاريخ‌ یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 - 11:40 |


شهداي مورد نظر ميرحسين موسوي، چه كساني هستند؟

 

آقاي ميرحسين موسوي امروز يكبار ديگر هم اسير توهم شد و با فرافكني جالب و مضحكي، همه اتفاقات و آشوب‌هاي چند روز اخير را بر گردن طرف مقابل انداخت!

موسوي امروز بعد از سكوت چند روزه خود در قبال آتش زدن بانكها و اتوبوسها و اموال عمومي و آشوب و بلوا در كشور (كه علت و ريشه همه آنها، اعتراض غيرقانوني و غيرمستند او به نتيجه انتخابات است) ابتدا سعي كرد حساب خودش را از آشوبگران جدا كند، اما بلافاصله همه تقصيرات را متوجه حاميان احمدي‌نژاد كرد و بدون ارائه حتي يك مدرك براي ادعاي خود گفت:«حساب ما از کسانی که با آشوب و تخریب اموال خصوصی و عمومی فضای جامعه را متشنج کنند و آن را به سوی هرج و مرج ببرند جداست. بلکه اطلاعاتی که به دست ما رسیده است نشان می‌دهد این اصحاب تقلب و دروغ هستند که برای تکمیل طرح خود به بانک ها و ادارات و اموال مردم حمله می کنند و آنها را تخریب می نمایند!»

كدام اطلاعات؟ آقاي موسوي با استناد به چه اطلاعات و مداركي ادعا مي‌كند كه حاميان دولت به بانك‌ها و ادارات و مردم حمله مي‌كنند؟ به نظر شما اگر آقاي موسوي تنها يك دليل و مدرك معتبر براي ادعاهاي عجيب خود داشت، از انتشار آنها دريغ مي كرد؟

لازم به توضيح نيست كه جناب موسوي اين‌بار هم همانند ماجراي تقلب در انتخابات تنها به كلي‌گويي و ادعاي بدون مدرك متوسل شده و هيچ دليلي براي اثبات ادعاي جديد خود ارائه نكرده است. اي كاش لااقل آقاي موسوي اندازه‌اي وجدان و انصاف داشت و براي اثبات بي‌گناهي خود، ديگران را متهم نمي‌كرد و براي خاموش كردن آتش فتنه‌اي كه خود باعث و باني آن است، دست از ادامه لجاجت برمي‌داشت.

نخست وزير دوران دفاع مقدس، همچنين در بيانيه امروز خود، با اهانتي آشكار به شهداي انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي، افراد كشته شده‌اي را كه با هجوم به پايگاه بسيج قصد تخليه و به غارت بردن سلاح‌هاي آنرا داشتند، جزو شهداي كشور دانست و اظهار داشت:«طی روزهای گذشته و در نتیجه برخوردهای غیرقانونی و خشونت بار با منتقدان و معترضان نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری شماری از هموطنانمان مصدوم و تعدادی نیز به شهادت رسیده‌اند!»

ما هم از كشته شدن هم‌وطنان خود ناراحتيم، اما آيا جاي اين سوال در اظهارات مهندس موسوي خالي نيست كه چه كسي زمينه چنين اتفاقاتي را فراهم كرده‌ است و چه كسي براي رسيدن به جاه و مقام آنهم به صورت كاملا غيرقانوني، مردم را قرباني جاه‌طلبي‌هاي خود مي‌كند؟ تا جايي كه تصاوير و فيلم منتشر شده از اين حادثه به وضوح نشان مي‌دهد، مهاجمان قصد ورود به ساختمان پايگاه بسيج را داشته و حتي به سمت آن كوكتول‌مولوتف پرتاب مي‌كردند! افراد بسيجي داخل ساختمان هم به سمت آنهايي كه وارد محوطه پايگاه شده بودند، تيراندازي ‌كردند.

اما آقاي موسوي طوري ادعا كرده‌اند كه گويا نيروهاي بسيج در خيابان‌هاي تهران مشغول آدم‌كشي و قتل و غارت هستند! اگر اينگونه بود، اين نيروها بايستي ديروز هم وارد عمل مي شدند و با آشوبگران سبزپوشي كه به مردم بي‌گناه در ميدان و خيابان آزادي حمله مي‌كردند، برخورد مي‌كردند!

سوال ما از آقاي موسوي اينست كه اين شهداي مورد نظر شما، چرا قصد ورود به ساختمان پايگاه بسيج را داشتند؟ آنها قرار بود با سرقت سلاح‌هاي گرم به چه اقداماتي در كشور دست بزنند؟ شما همين امروز حساب خودتان را از اوباش و غارتگران جدا كرديد و ادعا كرديد كه همه حاميان شما، مشغول راهپيمايي آرام و مسالمت آميز بودند، پس آن چند نفري كه وارد محوطه بسيج شده بودند، جزو كدام دسته و كدام گروه بودند؟ جزو حاميان آرام شما يا جزو باند اراذل و اوباش؟ اگر جزو حاميان آرام شما نبودند، پس چرا از آنها حمايت مي‌كنيد و آنها را جزو شهداي كشور مي‌ناميد؟!

مهندس موسوي در ادامه بيانيه خود همچنين در توجيهي جالب، حجم انبوه تبليغات رسانه‌هاي خارجي را در حوادث اخير، ناشي از عملكرد رسانه‌هاي داخلي دانست و تلاش كرد تناقض رفتاري خود را در همراهي و همنوايي و مصاحبه با رسانه‌هاي غربي توجيه كند، اما هيچ اشاره‌اي به نقش آن رسانه‌ها از جمله بي‌بي‌سي فارسي در ادامه فضاي تشنج و آشوب در كشور نكرد!

ظاهرا خيال‌پردازي‌هاي آقاي موسوي قرار نيست به اين زودي‌ها تمام شود و گويا ايشان خواب‌هاي ديگري هم براي ادامه ادعاهاي غيرقانوني خود ديده‌اند. اشكالي ندارد، اين چند روز هم مي‌گذرد اما آنچه از مجموع اين حوادث باقي مي‌ماند، خاطرات تلخي است كه از نخست وزير محبوب دوران دفاع مقدس در اذهان مردم ايران حك مي‌شود. بي‌شك بخش زيادي از آراي ميرحسين موسوي، مربوط به افرادي است كه بخاطر تعلق به خاطرات آن سالها به او راي داده بودند، آيا مردم حزب‌الله، انقلابي، مسلمان و مستضعف كشور، كه بخاطر آرمان‌ها و امام و شهدا، به ميرحسين موسوي راي دادند، امروز از حركات غيرقانوني و ادعاهاي كذب او خوشحالند و باز هم از او حمايت مي‌كنند؟

تصاوير زير مربوط است به حاميان كاملا آرام جناب مهندس موسوي در حال سنگ پراكني و ورود غيرقانوني به محوطه بسيج، لطفا از عبارت اراذل و اوباش درباره آنها استفاده نكنيد!

7d2235f3f7a173e347255ef44e1451f405097d56

be01f053185c0a61e5a641544c354509517c3248

ارسال شده توسط مهدی در تاريخ‌ شنبه سی ام خرداد 1388 - 12:50 |


بدون شرح !

 

ارسال شده توسط مهدی در تاريخ‌ پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 - 11:24 |


آقاي موسوي، ديدار ما به قيامت!

 

آقاي ميرحسين موسوي، نخست وزير دوران دفاع مقدس،  سلام و ايام به كام، اميدوارم كه حالتان خوب باشد!

الان كه اين نامه را برايتان مي‌نويسم، چند ساعتي از هجوم وحشيانه حاميان و طرفداران سبزپوش شما به مردم بي‌گناه و مظلومي كه امروز (يعني 26 خردادماه) مشغول راهپيمايي آرام و مسالمت آميز در خيابان و ميدان آزادي تهران بودند، مي‌گذرد.

وقتي اين نامه را مي‌نويسم، سنگباران وحشيانه اراذل و اوباش تهران را به سوي مردم بي‌گناه به خاطر مي‌آورم، آنهايي كه ناجوانمردانه و بدون كمترين رحم و مروتي، سنگ و چوب و چماق و شيشه و بطري را بسوي مردان و زنان بي‌دفاع مقابل خود پرتاب مي‌كردند و سر و سينه و صورت و شكم و بدن آنها را مورد هدف قرار مي‌دادند. سياهي آسمان را خوب به خاطر مي‌آورم كه نشان از تعداد انبوه سنگ‌ و بطري‌ تهيه شده توسط اراذل و اوباش  و آمادگی قبلی آنها  دارد!

الان كه اين نامه را مي‌نويسم، سر و صورت خونين و زخمي آن پيرمرد مظلوم و بي‌گناه در ذهنم مدام عبور مي‌كند كه خون از صورتش فواره مي‌زد و كسي نبود كه به دادش برسد.

الان كه اين نامه را مي‌نويسم، اشك و گريه زنان و دختراني را با خودم مرور مي‌كنم كه وحشت از چهره‌شان مي‌باريد و به دنبال راه فراري بودند كه خودشان را از دست نامردان بي‌غيرتي نجات بدهند كه بر سر و صورت و دستان خود شال سبز جنابعالي را آويزان كرده‌ بودند!

الان كه اين نامه را مي‌نويسم، ياد پيرمردان و پيرزناني مي‌افتم كه برخلاف جوان‌ها، قدرت و توانايي فرار از دست نامردمان را نداشتند و بر زمين مي‌افتادند و بلند مي‌شدند و با هزار زحمت و ترس و نااميدي به دنبال جاي امني بودند!

الان كه اين نامه را مي‌نويسم، ياد آن جوان مظلومي مي افتم كه در چنگال اوباش  و آشوبگران گرفتار شده بود و كتك مي‌خورد و آنها هم فرياد مي‌زدند:«اي ول، اسير گرفتيم!» خدا مي‌داند كه آن بيچاره الان در چه وضعيتي قرار دارد و فردا جنازه‌اش را بايد كجا پيدا بكنند؟!

اما آقاي موسوي عزيز! بدتر از همه اينهايي كه نوشتم، ياد يك نفر بيشتر از همه مرا اذيت مي‌كند و خدا مي‌داند كه هروقت آن لحظه لعنتي را به خاطر مي‌آورم، اشك در چشمانم جمع مي‌شود، وقتي كه مردي ، زير ضربات سنگين و ناجوانمردانه 20 يا 30 مرد سبزپوش قرار داشت كه با چوب و چماق بر فرق سرش و كمرش مي‌كوبيدند و او فقط التماس مي‌كرد كه ديگر نزنيد، اما…

آقاي ميرحسين موسوي، تك تك اين ماجراها در برابر ديدگان من و چشمان صدها و هزاران نفر ديگر، امروز در ميدان آزادي تهران صورت گرفت. دوستان شما امروز حتي به ماشين‌ها و مغازه‌هاي اطراف هم رحم نكردند. با اطمينان كامل مي‌گويم كه تاكنون چنين حادثه‌اي را از نزديك نديده بودم. من در دستم كيفي داشتم كه مي‌توانستم  سر و صورت خودم را با آن بپوشانم، اما باور كنيد بيشتر زنان و مردان و پسران و دختران، هيچ چيزي براي دفاع از خود نداشتند!

آقاي موسوي، خيالتان را راحت كنم، در تك تك اين صحنه‌هايي كه شرحش را بالا نوشتم، نيروي انتظامي و بسيج و سپاه هم به داد مردم بي‌گناه نرسيدند و شايد آن لحظه اين سوال در ذهن خيلي‌ها وجود داشت كه  آنها كجا هستند و چرا به داد اين مردم بي‌گناه نمي‌رسند؟! الان كه چند ساعتي از آن ماجراي مصيبت بار مي‌گذرد، مي‌بينم كه انتظار بي‌خودي از آنها داشتيم!

باور كنيد حتي اگر نيروي انتظامي و سپاه و بسيج، الان همه آن اراذل و اوباش سبزپوش خيابان آزادي را دستگير كند و همه  آنها را مجازات كند و حتي بعضي‌هايشان را اعدام كند، اصلا دلم خنك نمي‌شود! ديگر به نيروي انتظامي و سپاه و بسيج و وزارت اطلاعات كشور اعتراض ندارم كه آن لحظه كجا بودند و چرا از مردم دفاع نكردند، الان تنها مساله‌اي كه در ذهنم وجود دارد، اين چيزي است كه مي‌خواهم برايتان بنويسم:

آقاي موسوي عزيز، به حرمت خونها و اشكهايي كه امروز بر زمين ريخته شد، به مظلوميت زنان و مردان پير و سالخورده‌اي كه توان مقابله با نامردان را نداشتند، به نجابت و پاكي زنان و دختراني كه امروز مورد تهاجم و اهانت قرار گرفتند، به سرهاي شكسته، به بدن‌هاي كوفته، به لباس‌هاي خاكي، به چشمان اشك آلود، به حرمت همه اينها، امشب تو را به خدا واگذار مي‌كنم و از خدا مي‌خواهم كه تقاص مظلوميت تك‌تك آدمهايي را كه امروز توسط حاميان سبزپوش شما مورد تهاجم قرار گرفتند و به خاك و خون كشيده شدند، از شما بگيرد.

                                                                       

5926_236

  

670200609_orig

ارسال شده توسط مهدی در تاريخ‌ چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 - 19:15 |


آخرين مطالب


خشونت های سانسور شده (خشونت گروهی از معترضان به نتایج انتخابات)
سخنی با رهبر شورشیان
سقوط های دلخراش
قاتلان "فاطمه طالقاني"ها و "حسین غلام کبیری" ها، ابايي از كشتن "ندا آقا سلطان" ها ندارند
موسوي را چه پيش آمد ، بني صدر را چه شد !
بدون شرح !
آقای موسوی! ‌خوب رای‌هاتو پس گرفتی
شهداي مورد نظر ميرحسين موسوي، چه كساني هستند؟
بدون شرح !
آقاي موسوي، ديدار ما به قيامت!
آقای موسوی لااقل یک سند تخلف ارائه کنید
بدون شرح
جاء الحق و زهق الباطل(کرامت آری فساد نه )
جريانى كه در راه است
پوستر رییس جمهور
کدام توافق ننگین تر ؟ بروکسل یا سعدآباد
بدون شرح !
چرا برخي‌ها از حضور احمدي ن‍ژاد واهمه دارند؟
متن شکایت از دکتر احمدی‌نژاد(طنز)
بدون شرح !
مقایسه آمارهای دولت نهم و دولتهای گذشته
چه کسانی چادر به سر قصد فرار از کشور را دارند؟
چه کسي دروغ مي گويد؟
پوسترهای رییس جمهور
رسوا کردن رانت خواران و مفسدان مالی، وظیفه دینی و حکومتی است


 

This Template Designed By parishani

 Resolution: 1024 * 768

    RSS  

 

موضوعات

رییس جمهور
دستاوردهای دولت کریمه
روایت تصاویر(بدون شرح)
پوسترهای رییس جمهور
بعد از انتخابات



نويسنده



معرفی کاندیدای مردمی


زندگی نامه

گالری عکس

سوابق

وب سایت رسمی


ثانيه شمار تا خدمت



منوي اصلي

 ايميل ما 

  صفحه نخست

 تبديل به صفحه خانگي

  آرشيو مطالب

 


آرشيو

تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388


پيوندهاي روزانه

آرشيو پيوندها


نظرسنجی انتخابات


نظرسنجی انتخابات دهم تبیان
..........................................

شرکت در نظرسنجی

..........................................
نتیجه نظرسنجی نهایی (تا کنون)
  • محمود احمدی نژاد
  • تعداد: 15322
  • درصد:(62.78%) 
  • میر حسین موسوی
  • تعداد: 8016
  • درصد:(32.85%) 
  • مهدی کروبی
  • تعداد: 498
  • درصد:(2.04%) 
  • محسن رضائی
  • تعداد: 570
  • درصد:(2.34%) 
  • شرکت کنندگان: 24405 نفر


معرفی به دوستان


نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:


وضعیت یاهو




 

.